|
نیست بر لوح دلم جز الف قامت یار ؛ چه کنم حرف دگر یاد نداد استادم
|

نوبتی هم که باشد نوبت پدر موسیقی سنتی ایران استاد محمدرضا شجریان است.کسی که همه ما صدای دلنشین اش را بارها از صدا و صیما شنیده ایم و با شنیدن صدای او یاد خاطرات می افتیم.بهتر بود از چهره های جدید و هزار رنگ موسیقی فاصله بگیریم و به کسی توجه کنیم که کنسرت اخیر او در تالار وحدت غوغایی برپا کرد که تهران را به لرزه درآورد.استاد از موسیقی و موقعیتش سخن گفت...از اینکه چرا در ایران کنسرت برپا نمیکرده گفت...من و شما پای صحبتهای استاد می نشینیم و حرفهایش را می خوانیم...
بیوگرافی استاد شجریان
در مشهد به دنيا آمد و از چهار سالگي بهخوانندگي علاقهمند شد. در سال 1337 راديوخراسان او را به همكاري در رشته آواز دعوتكرد و او در آغاز كار بدون همراهي ساز باخواندن اشعار عارفانه جلب توجه هنردوستان راكرد و ديري نپاييد كه آوازه شهرتش به تهرانرسيد و براي اجراي برنامههايي در گلها توسطروانشاد «داود پيرنيا» دعوت شد. در سال1345 با اين برنامه همكارياش را شروع كرد.از همان سال با استاد احمد عبادي آشنا شد وشاگردي و دوستي او را برگزيد و از سال 1346در كلاس استاد مهرتاش شيوه و سبك ايشان را فراگرفت. از سال 1350 با استاد فرامرز پايور آشنا وتعليم سنتور و رديفهاي آواز استاد صبا را دنبالكرد. از سال 1352 نزد استاد عبدا... دوامي كليهرديفهاي موسيقي كلاسيك و اصيل ايراني وتصانيف قديم و شيوه تصنيفخواني را آموخت ودر سال 1354 استاد نور، «عليخان برومند»مراجعه كرد و سبك و روش خوانندگي سيدحسين طاهرزاده را فرا گرفت و در خلال اين ايامنيز شيوه خوانندگي اقبال السلطان، تاج اصفهاني،ظلي، اديب خوانسازي، قوامي و بنان را از رويصفحات و نوارها با دقت دنبال كرد و به رمز و رازشيوههاي خاص هر يك از آنان به گونهاي راهيافت. از سال 1354 تدريس هنرجويان را دررشته آواز در دانشكده هنرهاي زيباي دانشگاهتهران به عهده داشت و تا سال 1357 كه اينرشته تعطيل شد به تعليم دانشجويان مشغول بود.
موقعيت آواز سنتي را در حال حاضر چگونهميبينيد؟
شجريان: امروزه پيشرفت تكنولوژي، سنتهارا زير فشار قرار داده، به گونهاي كه باعث تغييرآنها شده است. همانطور كه شيوه زندگي تغييركرده، سنتهاي موسيقي هم دچار تغيير و تحولشده است.
يعني به نظر شما موسيقي آوازي ايران ازبين ميرود؟
شجريان: نه، هرگز از بين نخواهد رفت. اماترديد دارم كه بتواند به رشد و شكوفايي خودادامه دهد. ما در صد سال گذشته هنرمندانبزرگي داشتيم كه فكر نميكنم هنرمندان نسلامروز بتوانند خود را به پاي آنها برسانند. شايديكي دو نفر از آنها در آينده بسيار به درخشد والبته همين هم براي ادامه رشد موسيقي آوازي ماكافي است.
به آينده چه كساني در اين هنر اميد داريد؟
شجريان: از كلاسهاي موسيقي شاگردان بسياربا استعدادي بيرون آمدهاند، كه فقط با رشد درآينده ميتوان راجع به آنها اظهار نظر كرد.چون اين راه پر مخاطرهاي است و بايد ديد كه تاچه حد پايدار نشان ميدهند و راه موسيقيآوازي را ادامه ميدهند و از هنرمنداني كه نزدمن دوره ديدهاند و دوره عالي را همگذراندهاند، ميتوانم از آقايان جهاندار،كرامتي، شفيعي، رفعتي و نوربخش نام ببرم. پسرخودم «همايون»، هم هست كه در حال ادامهآموزش است. اينها كساني هستند كه شيوه مرادنبال كردهاند.
به نظر برخي از خوانندگان كارهاي شما دردهه 1360 و پيش از آن رنگ و بوي ديگريداشت كه براي دوستان موسيقي جالب بود. نظرخودتان چيست؟ آيا سبك كارهاي شما درسالهاي اخير تغيير كرده؟
شجريان: طبيعي است كه كار تغيير ميكند، اماداوري درباره آن به ذوق و سليقه مردم بستگيدارد. عدهاي ممكن است كارهاي قبليتر يعنيزمان دهه 1350 را بيشتر بپسندند. اين قضاوتهااز پسند شخصي پيروي ميكند و با معيارها وضوابط هنري همراه نيست.
آيا شما به موسيقي پاپ علاقهمنديد؟ آياحاضريد هنر خود را به اين قالب موسيقي نزديككنيد؟
شجريان: من به اين نوع موسيقي، كه هيچماهيت ايراني ندارد، علاقهاي ندارم. نوعموسيقي پاپ يا موسيقي مردمپسندي كه اينجارواج پيدا كرده، ماهيت مردمي ندارد و همانموسيقي غربي است كه توسط خوانندگان خارجاز كشور اجرا ميشود و صداوسيما هم به نامموسيقي پاپ ايراني آن را پخش ميكند. تلاش مااين بوده كه در بستر موسيقي اصيل ايراني حركتكنيم و از اين اصالتها در موسيقي دفاع كنيم.
آيا ظرفيت موسيقي ايراني از اين كهميشناسيم بيشتر است؟
شجريان: بله، ما حتي يك صدم ظرفيتهايموسيقي ايراني را نتوانستهايم عرضه كنيم.پيشرفت و خلاقيت در اين موسيقي، موقعيامكانپذير است كه هنرمنداني باشند كه بتواننداين امكانات را رشد بدهند. هنر يك زبان است،بايد هنرمنداني باشند كه بتوانند اين زبان را به كاربگيرند و در آن به خلاقيت و آفرينش دست بزنند.همانطور كه رشد زبان ادبي به فعاليت شاعر ونويسنده بستگي دارد، در موسيقي هم بايدآهنگسازاني بيايند كه بتوانند اين هنر را به سويرشد و ترقي ببرند. خوانندگان و تك نوازان همدر كنار خلاقيت آهنگسازان ميتوانند رشد كنند.ظهور آهنگسازان خوب،ميتواند هنر موسيقي رامتحول كند; ما در صد سال اخير آهنگسازانبزرگي داشتيم مانند عارف، شيدا و سپس مرتضيمحجوبي، و پس از آنها كساني مانند تجويدي وهمايون خرم آمدند. امروزه نسل جوانتريداريم كه چهرههاي برجستهاش عليزاده، لطفي،مشكاتيان و ديگران هستند. به هر حال هرآهنگسازي هنر خود را در چارچوب شرايطزماني ارائه ميدهد.
شما به خاطر نارسايي سالنهاي كنسرت، ازاجراي برنامههاي موسيقي در ايران خودداريكرديد. اشكال اصلي عرصه موسيقي سنتي را درچه ميبينيد؟
شجريان: باز تاكيد ميكنم كه من هميشه مايلبودهام رابطهاي با مردم داشته باشم. اگر در ايرانكنسرت نميگذاريم، حتما موانعي دارد و از اينبابت بسيار متاسفم. من به اين رابطه نياز دارم و تنهابه خاطر شرايط ناهموار است كه از اين رابطهمحروم شدهام. هميشه تلاش كردهام كه باشيوههاي ديگر غير از كنسرت بتوانيم رابطهايزنده با مردم داشته باشم.
عشقولانه های جهانی

شاید خیلی اوقات پیش آمده باشد که کلمه ای به نام ولنتاین را شنیده باشید و فقط هم درباره این روز پیرامون ابراز علاقه، روز جهانی عشق و ... را شنیده باشید اما اطلاعات کافی در مورد آن نداشته باشید البته این را هم اضافه کنم ما ایرانی ها آنقدر خودمان رسم و رسوم داریم که به خارجی ها اصلا توجه نکنیم اما بد نیست درمورد والنتاین چیز هایی بدانید به هر حال تمام سعی خود را کرده ام تا از ولنتیان هرچه که بوده و هست بنویسم...با پلاک صفر همراه باشید...لطفا...
تاریخچه
امروزه کلیسای کاتولیک به این نتیجه رسیده است در زمان امپراطوری کلودیس دوم ودر حالی که در جنگ شکست می خوردند دلیل این شکست ها را متاهل بودن سربازان و فرماندهان می دانستند و اعتقاد داشتند مجرد ها بهتر می جنگند و سر انجام ازدواج کردن سربازان را ممنوع اعلام کردند اما ولنتاین که کشیشی مسن بود و در رم زندگی می کرد فرمان امپراطور را نا عادلانه می داند و اقدام به برگزاری مراسم های ازدواج مخفیانه می کرد تا کسانی که عاشق هم هستند به یکدیگر برسند.سر انجام در روز ۱۴ فوریه سر بازان کلودیس او را در حالی که دختر و پسر جوانی را به عقد یکدیگر در می آورده دستگیر می کند و در حالی که مردم به شدت اعتراض می کردند او را اعدام کردند تا ۱۴ فوریه روز ولنتاین و عشق لقب بگیرد.
روز ولنتاین بیشتر محبوب شد
در روم باستان فصل بهار رسما در ماه فوریه آغاز می شد و مصادف شدن تخم گذاری پرندگان در ۱۴ فوریه آنها را نسبت به روز ولنتاین بیشتر جذب کرد آنه معتقد بودن فصل بهار پاک شدن زشتی ها و پلیدی هاست.در قرن ۱۷ نیز در بریتانیا کبیر مردم این روز را جشن می گرفتند ونامه های عاشقانه به هم می دادند البته در قرن ۱۸ و با گسترش صنعت چاپ بیشتر از کارت های چاپی استفاده شد.
سمبل های قدیم و جدید
قدیم: نوار و روبان قرمز چیزی بود که شوالیه ها از معشو قه خود می گرفتند و به یادگار با خود می بردند. گل رز بدون شک مشهور ترین گل جهان است و بیان کننده عشق در این روز باید آنرا بصورت ناشناس برای محبوبش بفرستد. جدید: در قدیم همه چیز بر پایه هویت خاصی شکل می گرفت اما شکلات وخرس های پشمالو که اصلا جنبه تاریخی ندارند به این روز اضافه شده اند.
بقیه کشورها در ولنتاین
در یک امار جالب مشخص شد ۶۰ درصد مردم در کشورهای اروپایی از دو هفته قبل برای این روز برنامه ریزی می کنند تا چه بخرند.انگلیس و اتریش کشور های پیشقدم هستند. آنها با جعبه های هدیه این کار را میکنند که مردان بیشتر هدیه می خرند.
ولنتاین ایرانی!
همه مردم ما در این کار ها زیاده روی می کنند. اس ام اس،چت،ایمیل، و هدایایی بی ارزش به هم اظهار محبت می کنند. امیدوارم سعی کنید دست از این کار هی پوچ بردارید چون فقط یک کار بیهوده و بی ارزش است.(منظورم بعضی هاست!! )
رضا صادقی: همسرم حتما باید در شب عروسی مشکی بپوشد
اینروزها دیگر همه مرد مشکی پوش را می شناسند. کسی که کارهای زیبایش چشمهای همه را خیره کرده. او اعتقاد خاصی به رنگ مشکی دارد و حالا این رنگ را تبدیل به یک اعتقاد کرده. او با وجود ۲۶ سال سن بسیار پخته و زیبا صحبت می کند. او با تمام بی ادعایی به افق های روشن می نگرد به هر حال نوبتی هم که باشد نوبت سلطان مشکی است که با او بیشتر آشنا شویم:
بیو گرافی خودتان را برای ما بگویید.
رضا صادقی هستم متولد ۲۵ مرداد ۱۳۵۸. دقیقه دقیق در ساعت ۷:۲۰ دقیقه در شهر آنامیس بندرعباس به دنیا آمدم.
چطور شد که وارد عرصه مسیقی شدید؟
از طریق یکی از فامیل ها به نام آقای غلام بهرامی بچه که بودم با ایشون از طریق موسیقی کلاسیک آشنا شدم که با مطالعه فراوان به روش خاصی برای خودم رسیدم.
مشوق اصلی شما چه کسی بود؟
مشوق خاصی نداشتم ولی خانواده ام به نوعی در این موفقیت سهم داشتند.
کدام یک از کار هات رو بیشتر دوست داری؟
دلم برات تنگ شده را واقعا دوست دارم.
بزرگترین هدف زندگی رضا صادقی؟
در عین بدی ها سعی کنم خوب باشم.
بزرگترین آروزوی دوران کودکی؟
گل فروش شوم.
چرا گل فروشی؟
آخه گل را خیلی دوست دارم.چون گل فروش خیلی آرام حرف می زند.
گل ها هم بایند مشکی باشند؟
اگر باشند بد نیست.
عشق چه رنگیست؟
خب معلومه مشکی.
معیار شما برای زندگی مشترک؟
من زن نمی خواهم. من می خواهم یکی بودن را نه در شعار بلکه در عمل ثابت کنم.
کی ازدواج می کنی؟
معلوم نیست.فکر می کنم یکی دو سال دیگر.البته من هنوز آن خانم مشکی پوش را پیدا نکرده ام.
باید حتما مشکی پوش باشد؟
بله من کسی را می خواهم که حتما شب عروسی به جای لباس سپید لباس مشکی بپوشد البته مطمئنم کسی همچین کاری نمی کند.
از کجا این مشکی آغاز شد؟
از ۱۲ یا۱۳سالگی به حکم خوشایندی دایی ام مشکی می پوشیدم ولی بر حسب عادت نبود بر حسب تفکرات این عشق را ساختم و دیدم که بهترین رنگ دنیاست.
...اگر مشکی نبود چه رنگی می شد؟
مشکی
چطور شد که پایتان مشکل پیدا کرد؟
دو سالم بود که دکتر آمپول زد توی اعصاب پایم و زانو هایم ضعیف شد.
آلبوم جدیدت کی به بازار می آید؟
اگر خدا بخواهد حدود دو ماه دیگر.آلبوم جدیدم کار بسیار نویی است که امیدوارم دوستدارانم آن را پسند کنند.
خیلی با محبت با طرفدارانت برخورد می کنی دلیل این کار چیست؟
ما باید به مردم نزدیک شویم نه اینکه تا به آنها نزدیک شدیم دور شویم.
حرف آخر؟
ما به هر حال می پریم بی چشم و دل بی پر و بال
ما به مشکی دلخوشیم دورنگیارو بی خیال