|
نیست بر لوح دلم جز الف قامت یار ؛ چه کنم حرف دگر یاد نداد استادم
|
راستش نمیدونم چرا بعضی ها جدیدا اینقدر بی معرفت شدند اونایی که تا دیروز هزار جور ادعا داشتن الان حتی یه زحمت به خودشون نمیدن بیان این وبلاگ رو یه سر و سامونی بدن.البته اشکال نداره چون خود من هم دست کمی از دیگران ندارم چون اگه یه نگاهی به آرشیو وبلاگ و الانش کنید میفهمین که صفای گذشته رو نداره چون خود من هم فقط ماهی یکبار فرصت برای نوشتن میکنم و بهتر از این هم انتظار نمیره. در هر صورت میخوام بگم که شک نکنید که پلاک صفر رو زنده نگه میدارم حتی اگه کسی به دلیل مشغله هایی که واقعا مهمتر از وبلاگ نویسی هست وقت نکنه یه دستی روی سر پلاک صفر بیچاره بکشه.۲ سال از کار پلاک صفر میگذره و مطمئن باشید تا حدود ۵ سال دیگه به بهترین سایت ایرانیان تبدیلش میکنم (تعصب به این میگن) و اونوقته که باید بنده رو تحسین کنید!
تابستان
خب ! میبینم که بعد از یکسال تحصیلی معمولی کم کم داریم به انتهای این تابستان میرسیم.البته تابستان ۸۶ بهترین تابستان زندگیم میتونه باشه چون کلا خیلی باهاش حال کردم.الان هم که شهریورماهه و همه منتظرن که گرمای هوا بشکنه و یه نفس راحت توی این تهران لعنتی بکشن البته شهریورماه پادشاه فصول سال از نظر منه چون هم خنکه هم سرسبزه و هم بارون هاش دوست داشتنیه. به هر حال این نیز بگذشت ...
بنز ین
خیلی دوست ندارم در مورد بنزین حرف بزنم اما واقعا کاری که دولت جمهوری اسلامی ایران به ریاست جناب احمدی نژاد کرد و ضربه ای که به اقتصاد کشور زد و کلا کاری که احمدی نژاد در طول ۲ سال ریاستش کرد حدود ۲۰ سال ایران را عقب انداخت. شما از هر نظر که نگاه بکنید میبینید که تمام بخش های کشور(مسکن روابط دیپلماتیک تورم گرانی و...) توسط دولت نابود شد. به قول استاد خداداد میگن توی ترکیه بنزین سهمیه بندی و گرونه ولی توی ایران نیست که جواب ما هم اینه که: آهای دولتمردان کم فهم ترکیه به اندازه ۱ بشکه نفت از خودش نداره و مصرف کنندست اما ما که روی نفت خوابیدیم چرا باید عذاب بکشیم. حرف من همینه: آقایون زورشون به قاچاقچی ها نرسید حالا میخوان مردم رو بدبخت کنن حالا چرا ؟ نمیدونم !
بدون شرح
دیگه حرف خاصی ندارم به امید دیدار خداحافظ !
احمدرضا-شهریور ۸۶ تهران