تبليغاتX
پـــــلاک صــــفــــر
نیست بر لوح دلم جز الف قامت یار ؛ چه کنم حرف دگر یاد نداد استادم
در «سالامانكا»ي اسپانيا پرزيدنت «اشتون» رييس‌جمهور ايالات متحده كه باني و مبلغ يك همايش ضدتروريسم است، مورد سوءقصد قرار مي‌‌گيرد. تيراندازي به رييس‌جمهور «اشتون» با حضور ماموران ويژه آمريكايي و نيروهاي امنيتي اسپانيا و در برابر دوربين‌هاي متعدد خبري صورت گرفته و اين يك شوك تبليغاتي و موجب تحقير آمريكايي‌هاي خشمگين است.ماموران سرويس مخفي به هر سو مي‌‌دوند و هركسي از مردم عادي تا همتايان اسپانيايي خود و حتي پليس يونيفورم‌پوش را به چشم متهم نگاه مي‌‌كنند.در اين بين حتي شهروندان آمريكايي كه به عنوان توريست در محل حضور دارند، زير ضربه قرار مي‌‌گيرند . يكي از آنها با يك دوربين هندي‌كم نيز به عنوان شاهد عيني از اهميت ويژه‌اي در ماجراي فيلم برخوردار مي‌‌شود.
مسئله تروريسم بين‌المللي و ادعاي مبارزه جدي و سرسختانه آمريكايي‌ها با آن و هياهوي رييس‌جمهورشان به عنوان ناجي جهان، همچنان از سوژه‌هاي داغ و چندمنظوره هاليوودي است. «نقطه ديد برتر» يكي از اين محصولات است كه در آغاز ماه مارس صدرنشين جدول فروش سينماهاي آمريكا شد. جذابيت ژانر اكشن و سوءاستفاده از يك شيوه كلاسيك روايت معمايي، بيشترين سهم را در ايجاد اين شهرت موقت داشته است. البته با كنايه منتقدان و اعتراض و افشاگري اولين گروه تماشاگران فيلم، اوضاع تغيير كرد!
با اين حال «نقطه ديد برتر» داراي ويژگي‌هاي جالب توجه در عرصه تكنيك و ترفندهاي هاليوودي و همچنين پيوندها و تعهدهاي سياسي اين سينماي پرحاشيه و حسابگرانه است.از طرف ديگر با نمونه جديدي از حمايت غيرمستقيم و تبليغ شيوه رندانه و خودمحور دولتمردان آمريكايي در مبارزه با تروريسم جهاني آشنا مي‌‌شويد كه براي انتخاب و اعتبارسنجي چنين آثاري نيز مفيد است!

هفت‌تيركش‌هاي بي‌خاصيت
«اگر فكر مي‌‌كنيد همه ماجرا را ديده‌ايد، دوباره نگاه كنيد!» اين يكي از شعارهاي اصلي در تبليغات فيلم «نقطه ديد برتر» است كه و به وضوح ادعاي تفاوت و نوآوري دارد.
اين محصول نود دقيقه‌اي كمپاني «كلمبيا تري استار» به كارگرداني «پيت تراويس» با بازي گروهي از ستارگان برتر در نقش‌هاي اصلي، از هفته آخر فوريه روي پرده سينماها رفته است.
ركورد 8/22 ميليون دلاري «نقطه ديد برتر» در اولين هفته نمايش، رتبه اول را در فهرست فروش هفتگي سينماهاي آمريكا و كانادا نصيب آن كرد. اين امتياز قابل توجه در كنار شعارهاي تبليغاتي، پرداختن به معضل پرحاشيه و بحث‌برانگيز تروريسم بين‌المللي و نيز ترور رييس‌جمهور ايالات متحده، نام فيلم را بر سر زبان‌ها انداخت.
اين شهرت و هياهوي اوليه موجب توجه ويژه منتقدان و هيجان مخاطبان نيز شد كه البته نتيجه رضايت‌آميزي براي سازندگان فيلم نداشت! ركورد كلي فيلم در نظرسنجي سايت‌هاي سينمايي برابر با 35 درصد آراي مثبت بود. در مراكز جدي‌تر براساس نقدهاي غيرحرفه‌اي تماشاگران فيلم نيز حداكثر چهل درصد امتياز (آن هم به دليل تعداد اندك مجموع نقدهاي ارسالي!) را كسب كرد.
به اعتقاد اغلب منتقدان، فيلم «نقطه ديد برتر» بيشترين ضربه را به خاطر يك شيوه روايي معروف و قديمي خورده كه اتفاقا با فيلم معتبر يكي از بزرگان تاريخ سينما، مشهور و مرسوم شده است. (فيلم «راشومون» اثر «آكيرا كوروساوا» در سال 1950).
عدم تبحر و جذابيت در اين عرصه و بدتر از همه سوءاستفاده از آن در جهت القاي مفاهيم سياسي و نيز فريب تماشاگر و نگه داشتن او به اميد گره‌گشايي پايان فيلم، از همان روزهاي اول اكران در سالن‌هاي سينما نمايان بود! با اين فراز و نشيب، اصولا قصه چيست؟

برتري ديد يا اسلحه و جايگاه بهتر
«هشت غريبه، هشت نقطه ديد و يك حقيقت» اين تبليغ به اصطلاح متفاوت و جالب كه لااقل هيجان رويارويي با اثري پرماجرا و متنوع را ايجاد و تماشاگر را براي قرار گرفتن در جاي نفر نهم تشويق مي‌‌كند، نيز دلسردكننده و رندانه از آب درمي‌آيد! غلظت اين مسئله و تاثير منفي آن با توجه به دعوت مستقيم از مخاطب تقريبا  در كليه آگهي‌هاي تبليغاتي و پوسترهاي فيلم با جمله «مي‌‌توانيد اين پازل را مرتب كنيد؟» بيشتر مي‌‌شود.
شهردار «سالامانكا» با صحبت كوتاهي درباره تلاش و تعهد مهمان برجسته‌شان، در هياهوي تشويق و كف‌زدن‌هاي جمعيت، پرزيدنت «اشتون» را به سوي تريبون دعوت مي‌‌كند.
رييس‌جمهور آمريكا از سكو بالا مي‌‌رود و هدف دو گلوله قرار مي‌‌گيرد. اوضاع به هم مي‌‌ريزد و اين آشفتگي با يك انفجار دورتر از سكو به هياهويي ديوانه‌وار تبديل مي‌‌شود.
چند دقيقه بعد ضربه نهايي با انفجاري ديگر و تخريب كامل جايگاه و محل سخنراني وارد مي‌‌شود و نقشه هوشمندانه تروريست‌ها و برتري آنها بر نيروهاي امنيتي را آشكار مي‌‌كند. در اين وضعيت غافلگيرانه و سردرگمي مسئولان و نيروهاي امنيتي مخصوص حمايت رييس‌جمهور، اولين و مهمترين مسئله، يافتن نمايي كلي از ماجراست. در واقع فهميدن اين‌كه چه خبر شده و روند ماجرا و نشانه‌هاي عاملين و عمليات آنها چگونه و چقدر است.
دستگيري مظنونين، احضار شاهدان عيني و البته استفاده از باارزش‌ترين گنجينه اطلاعاتي چنين مراسمي كه همان دوربين‌هاي متعدد، دقيق و كنجكاو رسانه‌هاي خبري هستند، هسته اصلي داستان فيلم را شكل مي‌‌دهد.
اين محدوده زماني از حركت رييس‌جمهور و تير خوردن او تا دو انفجار بعدي و به خود آمدن ماموران شامل 23 دقيقه حافظه تصويري مستند است. متاسفانه يكي از ضعف‌هاي اصلي فيلم، تكرار اين دوره 23 دقيقه‌اي و نمايش متوالي و خسته‌كننده صحنه ترور رييس‌جمهور از نگاه هشت شاهد عيني و فيلم‌هايي با نقطه ديد و زواياي مختلف است!
اولين چشم‌انداز، مربوط به گروه تلويزيوني «GNN» (يادي از شهرت و قدرت و جهت‌گيري شبكه سي‌ان‌ان!) است كه از استيشن مجهز آنها در محل مورد تقويت و پشتيباني فني قرار مي‌‌گرفت.
«ركس بروكس» (سيگورني ويود) تهيه‌كننده و مدير اين گروه است كه از لحظه ورود رييس‌جمهور با چند فيلمبردار خود، گزارش تصويري كاملي را هدايت مي‌‌كرد. فيلم آنها با نمايي از گزارشگر و مجري اخبار آنها در حالي كه جسد او مقابل دوربين افتاده، پايان مي‌‌يابد.
نقطه نظر دوم متعلق به ماموران «سرويس مخفي» (بخش مستقل و مجهز با اعضا و عملكرد كاملا محرمانه در دولت كه فقط مسئول حمايت از رييس‌جمهور و بستگان اوست)، «توماس بارنز» (دنيس كوايد) و «كنت تيلور» (متيو فاكس) است.
نكته مهم در مرور حافظه تصويري آنها، تاكيد «بارنز» بر ديدن تيرانداز درست لحظه‌اي قبل از شليك گلوله‌هاست. با اشاره او مامور «تيلور» به تعقيب مظنون موردنظر مي‌‌پردازد و «بارنز» هم وقتي سكوي سخنراني منفجر مي‌‌شود با ديدن يك فيلمبردار «جي‌ان‌ان» به سراغ استيشن آنها مي‌‌رود. با توجه به چيزي عجيب در مانيتور آنجا، اين تصوير هم تمام مي‌‌شود.
نقطه نظر يك پليس به نام «انريكه» كه از محافظين شهردار و مظنون به همكاري با تروريست‌هاست و يك توريست آمريكايي به نام «هاوارد لوييس» (فارست ويتاكر) كه مدعي است با هندي‌كم خود تصوير تيرانداز را ثبت كرده، مرحله بعدي مرور صحنه ترور است.
«لوييس» براي كمك به دختربچه‌اي كه مادرش را گم كرده، به دنبال او مي‌‌رود و صحنه‌هاي جالبي شكار مي‌‌كند كه شامل تيراندازي به پليس مظنون يا همان «انريكه» نيز هست.
تنها تنوع و ضربه هيجان و از برگ‌هاي امتياز فيلم، مرور نقطه نظر خود رييس‌جمهور «اشتون» (ويليام هارت) است كه بعد از ماجراي ترور و دريافت دو گلوله مرگبار، به سلامت در اتاق هتل خود نشسته و شاهد صحنه تيراندازي به بدل بيچاره‌اش از تلويزيون است!
در اين لحظه يك مهاجم ماسك‌پوش به محافظين رييس‌جمهور در هتل، تيراندازي مي‌‌كند و مي‌‌فهميم ماجراي ترور بدل او فقط صحنه‌سازي تروريست‌ها با استفاده از اسلحه‌اي مجهز به كنترل از راه دور بوده است!
تروريست‌ها رييس‌جمهور واقعي را با آمبولانس مي‌‌ربايند و مامور جوان سرويس مخفي «تيلور» را مي‌‌بينيم كه با آنها همراه شده است.
در تعقيبي بدون جذابيت، مامور كهنه‌كار «بارنز» به آنها تيراندازي و آمبولانس تصادف مي‌‌كند و رييس‌جمهور نجات مي‌‌يابد.
رسوايي ضربه از داخل دستگاه، بي‌كفايتي ماموران و حواشي بودار ماجرا براي رسانه‌ها افشا نمي‌‌شود و فقط كليشه‌اي درباره اقدام يك تروريست تنها و ناكامي او را اعلام مي‌‌كنند. اين پايان ضعيف سينمايي با مفهوم و نتيجه‌گيري نامعلوم و سردرگم، لقب «فاقد نقطه ديد» را نصيب فيلم كرده و از مجموع آراي منتقدان هم رتبه سوم يا متوسط به آن رسيده است.با اين‌كه جذابيت نسبي صحنه‌هاي اكشن فيلم، فروش و رضايت نسبي مخاطبان را به همراه داشت اما عده زيادي هنگام ترك سالن با صداي بلند مي‌‌گفتند: «اگر براي تكرار آزاردهنده و ابلهانه صحنه ترور و توهم حادثه، گره يا نتيجه‌اي عجيب وجود نداشت، اقلا نيم ساعت پيش سالن را ترك مي‌‌كرديم.»
كنايه حضور بدل رييس‌جمهور آمريكا در مراسم سخنراني در حالي كه خودش در هتل نشسته نيز نشانه جالبي از نقاب سياست و شعار مبارزه با تروريسم جهاني است وقتي كه حتي توان گول زدن تروريست‌ها را با بدل خود ندارد!
 
آرمین قبادی پاشا
+ نوشته شده در  شنبه هفدهم فروردین 1387ساعت 0:10 قبل از ظهر  توسط احــمــدرضــا  |