|
نیست بر لوح دلم جز الف قامت یار ؛ چه کنم حرف دگر یاد نداد استادم
|
قسمت شد و امسال در تابستان 87 همراه با خانواده به سفری از جنس نور رهسپار شدم و توفیق زیارت مسجد النبی و قبر پیامبر رحمت و خانه ی خدا را بدست آوردم.واقعا بدون هیچ شک و تردیدی زیارت قبرستان بقیع و دیدن مظلومیت فاجعه بار شیعه فرصت کمی نیست؛ گویی که دیدن جلال و جبروت و شکوه کعبه ی بی همتا و محو عظمتش شدن هم سعادتی میخواهد که خدای بخشنده ی کریم این سعادت بزرگ را نصیب ما بندگان گنهکار خود کرد.این سفر ویژگی خاصی داشت و آن این بود که از طول این سفر نسبتا طولانی بیست و یک روزه حدود 17 روز آن در ماه مبارک رمضان قرار داشت که این خود برکت این سفر را صد چندان کرد.
اما در مورد دیده ها و شنیده های این سفر اینکه شنیدن صدای اذان مغرب و رهسپار شدن به سوی مسجد النبی و مسجد الحرام برای باز کردن روزه یک طرف و این که هنوز آفتاب در آسمان است و برادران دینی ما یا همان اهل سنتی ها شروع به خوردن میکنند هم یک طرف که این در نوع خود عجیب ترین چیزی بود که نظرم را جلب کرد،اما این فقط شروع ماجراست. به طور مثال امام هشتم ما شیعیان در مشهد مقدس آن همه برای ما احترام دارد اما در سرزمین عربستان و جایی که حکومت ساخته شده از دست انگلیس که دولت وهابی باشد حکمرانی میکند چهار امام معصوم ما فقط یک تکه سنگ و کمی هم بر آمدگی خاک را بر سر مزار خویش دارند. جای بسی تاسف است که کاخ های ملک فهد و ملک عبدالعزیز را با جان و دل نگهداری میکنند اما آثار و بقایای شیعیان را نابود میکنند.
کاش اختلافات شیعه و سنی به همین جاها ختم میشد ولی اینکه امامان معصوم ما را فقط به عنوان فقیه قبول دارند و کلی به عمر و ابوبکر و عثمان لعنت شده احترام میگذارند و آنقدر گستاخ اند که معاویه و یزید را خلفای گذشته خود میدانند که این مسئله نشان دهنده ی شکاف عمیق بین ما و آن هاست. گفتن این نکته هم خالی از لطف نیست که وهابی ها با سرعت تمام در حال از بین بردن آثار اهل بیت رسول الله و شیعیان هستند، حتی با چشم خود دیدم که در حال صاف کردن مسجد حضرت فاطمه بودند. تاسف بار تر اینکه کنار مسجد غمامه را تبدیل به محل زباله دانی کرده اند.
در مورد سایر مسائل فقط گفتنی است که جامعه سعودی به شدت طبقاتی است و امیدوارم دوستان اینطور فکر نکنند که تمام اعراب ثروتمند اند. کمی که از مکه و مدینه و جده فاصله بگیرید مردم بادیه نشین فرو در شن رفته را هم خواهید دید. در اصل مسئولین دولتی از پول نفت لذت میبرند و عوام از زائرین بیشمار کمال بهره را میبرند هر چند اگر کسی در مکه و مدینه فروشنده عرب دید ما هم دیدیم ! یعنی خود عرب ها زحمت کارکردن به خود نمیدهند و شاگردان پاکستانی و افغانی و اندونزیایی و بنگلادشی و ... دارند.
در مورد وضعیت اقتصادی این کشور ذکر همین نکته کافی است که اصلا نمیدانند تورم یعنی چه ؟ خودروی کمری 40 میلیونی تهران آنجا به زحمت 15 میلیون قیمت دارد و عرضم به حظور انوران عالی اینکه حدود 30 سال است که نوشابه پپسی در عربستان فقط یک ریال سعودی قیمت دارد !!! اگر تعجب کردید واقعا حق دارید...
نکته بعدی این است افرادی که به عمره میروند شاید فقط ثواب حاجی شدن را میبرند و بس. امیدوارم آنهایی که به حج عمره مشرف شده اند دلگیر نشوند ولی حاجی شدن به این راحتی ها نیست و سختی های زیادی دارد که باید در حج تمتع یا واجب آن را درک کرد چون در زیارت دوره مکه میتوان حس کرد که انسان ها چقدر در موسم حج واجب سختی میکشند.
چند تشکر و چند انتقاد هم به سازمان حج و زیارت ایران وارد است که از مهمترین آن ها احداث سرویس های منظم اتوبوسرانی از مقابل مسجد الحرام تا کنار هتل های ایرانیان و همچنین وجود چند درمانگاه مجهز و منظم رایگان خاص ایرانیان است که از ابتکارات ما به شمار میرود و هیچ کشوری چنین برنامه هایی را آنجا ندارد.اما نمیتوان از کنار نبود شبکه های داخل ایران به غیر از شبکه های جهانی که آخر سر خودمان هم دلیلش را نفهمیدیم گذشت. به جای گذاشتن رکورد چند وعده غذایی پشت سر هم جوجه کباب توسط آشپزخانه های مرکزی مدینه هم شایسته دریافت تمشک بلورین است.
باید بگویم که توانستم با گوشه هایی از سختی هایی که پیغمبر برای هدایت اعراب جاهل کشید آشنا شوم و اینکه شیعه بودن بزرگترین موهبتی است که خداوند به ما اعطا کرده است چون واقعا اینکه به قاتل حضرت فاطمه یعنی عمر احترام گذاشتن قابل درک نیست. یا اینکه واقعه ی غدیر خم و امامت حضرت علی را قبول نداشتن را هیچ عقل سلیمی نمیتواند درک کند. متاسفانه اختلافات عمیق دینی بین اهل سنت و شیعه برقرار است که فقط میتوان برای به پایان رسیدن آن ها منتظر معجزه بود.
در پایان ذکر این نکته خالی از لطف نیست که کاروان ما آخرین کاروانی بود که از تهران به سمت مدینه حرکت کرد و آخرین کاروانی نیز بود که از فرودگاه جده به سمت ایران پرواز کرد. چطور حضور پیدا کردن ما در این سفر با اتفاقات مختلفی همراه بود و دقیقه 90 به لطف خدا به این سفر رسیدیم آن هم با کلی مشکلات اما امیدوارم رفتن به این سفر بزرگ و معنوی نصیب همه شما عزیزان بشود.
احمدرضا مسعودی-شهریور 1387-مکه مکرمه
در پناه حق و التماس دعا
(قرار گرفتن عکس ها بزودی در وبلاگ)