|
نیست بر لوح دلم جز الف قامت یار ؛ چه کنم حرف دگر یاد نداد استادم
|
اول از همه اينكه تا ۲ ساعت ديگه داربي ۶۶ شروع ميشه و دل توي دلم نيست ... نميدونم چرا بدنم يخ ميكنه و از عمق وجود استرس ها فوران ميكنه.چيكار ميشه كرد ديگه پرسپوليسي تيفوسي بودن همين دردسرها رو هم داره هرچند دارم احساس ميكنم ما خواهيم باخت به فول عادل خوشبين ترين هوادار پرسپوليس هم داره باخت تيمش رو پيش بيني ميكنه هرچند من از اين نظرات زياد ميدم ولي نمونه حي و حاضرش همين ايران و كره كه به همه گفتم ۲ بر ۱ ميزنيم ولي بي انصاف ها مارو ضايع كردن ! راستي اين عمو وينگادا كه خدا وكيل (به قول شاغلام) ازش خوشم اومده هم اومدن تهران و خوشحال و خندان افاضه فضل كردند.
امسال بليت هاي پدر گرامي رو كش رفتيم و ۳ تا فيلم شبانه روز كه به نظرم فوق العاده بود رو به همراه زادبوم و اخراجي هاي ۲ رو ديدم.البته به خاطر اخراجي ها كلي شانس آورديم چون ۲ تا بليت بيشتر نداشتيم و پس از كلي بحث و جدل با شانس وارد سينما استقلال شديم ... به قول معروف روابط پدر بازهم دقيقه ۹۶ ( دوستان اصفهوني و اصفهاني عزيز ميدونن ۹۶ يعني چي)مارو نجات داد.از بحث منحرف نشيم ... اين شبانه روز كار قشنگي بود،پيشنهاد ميكنم اكران عمومي شو از دست ندين چون لا اقل ۱۲ تا بازيگر طراز اول ايران رو با خودش داشت و واقعا بازي زيباي حامد بهداد جوان در نقش يك پيرمرد ۸۰ ساله ديدني بود مخصوصا اينكه فيلم تيتراژ نداشت و من آخر كار فهميدم اين بابا حامد بهداد بوده، البته دوست تيزهوش گرامي وسطاي كار اين قضيه رو شفاف سازي كرده بود ولي من خنگ تر از بقيه بودم يا اينطور فكر كردم ولي بعد از فيلم ديدم ملت درحال پچ پچ كردن هستن كه آره ... ماهم دوزاريمون تازه افتاده.شبانه روز جايزه بهترين فيلم برداري رو گرفت، بازيگراش رو هم بگم فرض كنيد پارسا پيروزفر، نيكي كريمي، مهتاب كرامتي، محمدرضا فروتن، حميدرضا پگاه، حامد بهداد، بهنوش بختياري، مهناز افشار، فلامك جنيدي و چند چهره شاخص ديگر يك جا جمع بشن ديگه خودتون تصور كنيد چي ميشه.زادبودم هم كه فوق العاده بود و منم گفته بودم كه داستان خوبي داره جايزه بهترين فيلم نامه رو گرفت.اخراجي ها هم كلي خنده دار بود و روز ۲۲ بهمن تعطيل كلي مردم رو خندوند البته بكش بكش و بگير بگير جلو سينما استقلال در نوع خوش جالب توجه بود و براي من بسي عجيب ... .از اخراجي ها كمتر ميگم ولي از خنده ميتركيد اما بعدش كه تفكر ميكنيد ميبينيد اصلا داستان نداشته. اين ارژنگ اميرفضلي هم با اون حركت عقرب توي دروازش منو ديوونه خودش كرده انشاالله ميبينيد اونوقت ميفهميد چي ميگم.دركل پيشنهاد ميكنم اين سه فيلم رو ببينيد هرچند از گوشه و كنار هم شنيده ميشه كه درباره الي،ترديد،بي پولي،بيست و پستچي سه بار در نميزند كارهاي خوبي بوده كه ارزش ديدن داره.
سعادت ياري داد و سمفوني ۳۰ سال انقلاب اسلامي رو ديديم و شنيديم.من چيزي از موسيقي نميدونم ولي واقعا محشر بود،من مجيد انتظامي و تمام اعضاي اركستر رو رسما ستايش ميكنم و البته از آواز زيباي سالار عقيلي (پسرعموي شادمهر) و نيما مسيحا نخواهم گذشت.حساب كنيد ۱۷۶ نفر باهم يكساعت برنامه اجرا كنند آن هم بدون وقفه خب اليته كه سخت و هنري والاست.آقاي احمدي نژاد هم شب اول اومده بودن تالار وحدت و تلويزيون هم ظاهرا پخش زنده كرده ... مجيد انتظامي هم از ظرفيت كم تالار وحدت گلايه داشته هرچند تالار وحدت بهترين سالن خاورميانه براي اينجور برنامه هاست چون سيستم صوتي معركه اي داره،دكتر حداد عادل هم آخر برنامه حرف هاي خوبي درمورد موسيقي زد كه بازم جالب بود.
اصلا دوست نداشتم از فوتبال بنويسم چون اگه يه كم دقت كرده باشين تو اين ۴ سال سر جمع ۴ تا هم مطلب فوتبالي ننوشتم چون به اندازه كافي توي فوتبال غرق شده هستم و لازم نيست ورزشي نويسي هم كنم.اما خب دلم بدجوري براي اين افشين پيرواني كه قصد كرده اند مثل همان قبلا جنتلمن و بعدا دلال سابق خرابش كنند سوخت و گفتم من هم چيزي بنويسم.باور كنيد تقصير افشين نيست اين داستان ها ولي خب وقتي هوادار تيمش ۹ امتياز از رقيب سنتي عقب افتاده و دقايقي قبل تر همان رقيب با اقتدار حريف را در اهواز شكست داده خود به خود وقتي مي بيند تيمش در ورزشگاه خانگي در برابر تيم ته جدولي به بن بست رسيده است دچار يك نوع ناراحتي خاص ميشود و شروع ميكند و هرچه ميخواهد ميگويد و ... .
مقصران را مردم ميشناسند ما دوست نداريم حاج عباس انصاري فرد را كه معلوم نيست قضيه او با آن چك هاي معروفش چه شده است را ببينيم.ما از اينكه آقاي كريمي را ميبينيم كه بي تفاوت توپ ميزند ناراحتيم و از احمدرضا عابدزاده كه مسائل شخصي را وارد كار كرده و با نوع رفتار و تمريناتش ميثاق و واعظي را خانه نشين كرده به شدت دلخوريم.از داريوش مصطفوي و هدايتي و علي آبادي و خصوصي سازي و زمين تمرين و اين ها كه ديگر نبايد حرفي زد چون نه من حوصله دارم و نه شما.
يك خاطره : درست در يك روز گرم تابستاني با افشين پيرواني حرف زدم،آن وقت دوران اكبر غمخوار بود و بگوويچ و آن مسائل جالب ! يادم هست پرسپوليس با استقلال اهواز بازي داشت و كلا در بحران و من ۱۳ ساله هم از جريانات تيم بي خبر بودم ولي افشين قول داد سعي شان را بكنند برنده شوند.واقعا جالب بود نتيجه را يادم نيست ولي قرمزها برابر اهوازي ها حذف شدند اما طرز برخورد پيرواني با من برايم جالب بود به طوري كه الان احساس ميكنم او براي پرسپوليس كوچك است اما نميتوانم حس خودم را پنهان كنم.من او و شخصيتش را دوست دارم و فكر ميكنم بي انصافي است زحمات او را ناديده گرفت ، اين همان كسي است كه تيم له شده قطبي را تحويل گرفت.اشك هايي كه افشين در ميان صداهاي اعتراض هواداران ريخت و ورزشگاه را ترك كرد من را ياد فرار امپرطور سابق در فرودگاه امام انداخت اما او من را هم كلك زد و بازم تيم را تمرين داد و درحاليكه هيچكس برايش نوشابه باز نميكند با جان و دل سر تمرين حاضر ميشود.
راستش توي مجله همشهري جوان ديدم يه خواننده يي آدرس وبلاگ ترانه عليدوستي رو ميخواد! به خودم گفتم مگه اين بنده خدا هم وبلاگ داره ؟ خلاصه يه سرچي تو گوگل زديم و ديدم به به عجب وبلاگي ! از سر و روش كمالات ميباره،نوشته هارو تا حدودي خوندم و ازبين هزاران نظري كه براي ايشون گذاشته بودن به نكات جالبي برخورد كردم و گفتم بيام اين پست رو بذارم و اتفاقا برعكس هميشه كه ربطي نداشت به دهه فجر !! اين دفعه بدجوري به دهه فجر ربط داره !
ميدونيد چيه ؟ تا ديروز روي بيكار بودن مردم ايران شك داشتم ولي با ديدن نوشته هاي ايشون و طرفداراش كلي حسرت خوردم ! چرا ؟ زيرا ...
آخه من نميدونم ايشون در مورد مردم چطوري فكر ميكنن ؟ كاملا واضحه كه وبلاگ رو درست كردن براي دونستن نظرات مردم در مورد خودشون نه براي نوشتن ، البته اعتراف ميكنم كه دست نوشته هاشون خوبه ولي خب بازيگره ديگه ... خوب بلده نقش بازي كنه.اومده مثلا كلي در مدح اينكه سانسور چيز خوبيه حرف زده و گفته اگه برام بنويسيد دوست داريم يا مثلا از كلماتي مثل ترانه ۱۵ سال دارم يا مثل فيلماتون فلانيد نظراتتون رو فيلتر ميكنم؟! يكي نيست بهش بگه پس چرا از اينكه ديگه قرار نيست تصاوير كلوز آپ بازيگران زن رو با آرايش غليظ نشون بدن ناراحتي ؟ مگه نميگي سانسور خوبه پس چرا از اين همه كات كردن فيلم هاتون ناراحتيد ؟ پس قبول كنيد معني سانسور رو نفهميديد.
ميخوام بگم مردم ما همونايي هستن كه از ۸ صبح تا ۱۲ شب حاضرن وايسن تو صف گيشه سينما آزادي كه چي ميخوان فيلم اخراجي ها رو ببينن ! ما همونايي هستيم كه براي پست يك خطي شما ۲۰۰ تا نظر فدايت شوم ميفرستيم و كشته مرده فيلم هاي عشقولانتونيم مثل همون كنعان ! اونوقت فيلم هاي آلفرد هيچكاك داره بدون تماشاچي پخش ميشه توي جشنواره ، اونوقت شما با كلي ادعا مثلا وبلاگ داريد ! اين هم از وضعيت جشنواره ما و فيلم هاي بي محتوا ...
براي خودم متاسفم !
اما پس از چند روز از انتشار اين مطلب در وبلاگ پلاك صفر پاسخي از هنرمند عزيز خانم ترانه عليدوستي به دستم رسيد كه عينا و بدون كم و كاست آن را قرار ميدهم و قضاوت را به بي طرفان واگذار ميكنم :
سلام دوست عزیز
به نظر من شما دچار سو تفاهم شده اید. قوانین سانسوری وبلاگ من به این دلیل تدوین شدند که دیدم اگر این کار را نکنم, عملاَ دیگر چیزی از وبلاگ نویسی و بحث در مورد نوشته هایم باقی نمی ماند. این کار را کردم تا محیط وبلاگ و نوشته هایش آلوده به حواشی مربوط به شغلم (که خیلی هم برایم عزیز است و مخاطبانش هم) نشود. من عاشق کارم هستم و به اندازه ی کافی وقت به آن اختصاص می دهم. اما وبلاگ نویسی ام زیر سایه ی این موضوع می توانست قربانی شود. اگر مخاطب قدیمی وبلاگ بودید خودتان هم در این تصمیم با من همراه می شدید, چرا که روند تغییرات را می دیدید. آن چه هم که من را از عملکرد صدا و سیما (نه حالا, که همیشه) منزجر می کند سانسور صرف نیست. نگاه غیر انسانی اش است به پدیده ی دنیای نمایش. در کار تصویری هر کارگردان و بازیگری حق استفاده از کلوز آپ را دارد و این قانون کار است. نمیتوان چنین تبعیضی قائل شد...بحثش مفصل است. به هر حال لحن شما نا مهربانانه بود اما از آنجا که احساس کردم حسن نیت دارید, دوست داشتم که توضیحی داده باشم. وقت خوش.
يك نكته : منظور ايشان از نگاه غير انساني صدا و سيما نسبت به پديده ي نمايش نگاه گياهي است يا حيواني ؟ بهتر نيست هنرمندان ما از چنين واژه هايي استفاده نكنند ؟
پروسه اعلام کانديداتوري خاتمي يا موسوي در انتخابات رياست جمهوري سال 88 از هفته گذشته ابعاد جدي به خود گرفته است. اين در حالي است که قبل از آن برآيند تحولات انتخابات به گونه اي بود که احساس مي شد حضور خاتمي در انتخابات منتفي شده است اما صحبت هاي هفته گذشته ايشان گمانه حضورش را تقويت کرد. اگر چه همچنان بسياري گمانه بر آن دارند که خاتمي به صورت هوشمندانه در حال زمينه سازي براي اعلام کانديداتوري ميرحسين موسوي است و نگاه به مواضع وي هم اين گمانه را تقويت مي کند او ابتدا صحبت از اين کرد که بناي حضور ندارد سپس با يک قدم تعديل گفتند حضورش براي حکومت هزينه دارد و در نهايت هم اعلام داشتند يا من مي آيم يا ميرحسين و البته تعدادي از کارشناسان هم معتقد هستند طرح ميرحسين از طرف خاتمي يک تاکتيک بيش نيست و خاتمي در طرح ميرحسين جدي نيست اما فارغ از اينکه در نهايت خاتمي وارد صحنه شود يا ميرحسين قطب رقابت 88 را تشکيل دهد، هم اکنون رقابتي پنهان و خاموش بين طرفداران خاتمي و ميرحسين در جريان است.
از همان ابتداي طرح کانديداتوري ميرحسين اطرافيان خاتمي، مخالفت و بي ميلي خود را به اشکال مختلف ابراز داشتند آنها به طور تلويحي مي گويند ميرحسين عزيز و محترم است ولي کانديداي ما نيست و براي اين مخالفت، متناسب با خواستگاه فکري خود، دلايل مختلفي ارائه مي دهند. يکي از مسايلي که اطرافيان خاتمي عليه موسوي مطرح مي کنند اين است که مي گويند بيست سال از دوران رياست اجرايي ميرحسين بر کشور مي گذرد و بسياري از جوانان و نوجوانان امروز با چهره او آشنا نيستند و پيشينيان نيز از افکار اقتصادي و سياسي وي هر چند آشنا باشند از ثابت بودن يا تغيير کردن آن بي اطلاع هستند. بخش تندروي طرفدار خاتمي (حزب مشارکت) رقابت احمدي نژاد و موسوي را، رقابت دو متعارض و متقابل نمي دانند بلکه رقابت دو فرد با يک آرمان تعريف مي کنند و معتقد هستند موسوي و احمدي نژاد از نظر سياست هاي اقتصادي و سياسي دوروي يک سکه هستند هر دو به گفتمان عدالتخواهي، اسلامگرايي و استکبار ستيزي پايبند مي باشند اما رقابت خاتمي و احمدي نژاد، رقابت دو گفتمان متعارض و متقابل است و بر اين اساس در وراء تعارفات سياسي، اين گروه بيشترين مخالفت با حضور موسوي را دارند.
طيف ديگر اصلاح طلبان که نقش مخالفان خاموش موسوي را ايفا مي کنند، کارگزاران و طرفداران اقتصاد آزاد هستند آنها نيز ميرحسين را همچنان يک سوسياليست تمام عيار مي دانند که عدالتخواهي را بر شعارهاي چون آزاديخواهي در عرصه هاي سياسي و اقتصادي ترجيح مي دهد اين گروه با کروبي احساس قرابت بيشتري مي کند تا ميرحسين موسوي آنچنانکه تعدادي از ليدرهاي اين طيف اين روزها به عوامل اصلي ستاد انتخابات کروبي تبديل شده اند در اخبار آمده بود که کانديداي اصلي رياست ستاد کروبي، غلامحسين کرباسچي مي باشد. و بر همين اساس بسياري را گمان بر اين است که حمايت غير متجانس عباس عبدي، محمد قوچاني، غلامحسين کرباسچي و محسن رهامي از کروبي که اين روزها موجب بر هم خوردن آرايش نسبي گروه هاي دوم خردادي گرديده است و موجب ترديد بخشي از هواداران کروبي نسبت به شعارهاي او شده است به دليل اينکه آنها براي حضور خاتمي شانسي قايل نيستند و با ميرحسين هم هيچ قرابتي نمي بينند و از نظر آنها بين ميرحسين و احمدي نژاد تفاوتي وجود ندارد بنابراين برغم تفاوت نگاه با کروبي اما کمپين او را براي اهداف خود مناسب تر يافته اند از طرف ديگر در اردوگاه ميرحسين هم ديدگاه هاي متفاوتي ابراز مي شود.
طرفداران کانديداتوري وي، استدلال مي کنند که در صورت حضور خاتمي و حساسيت خاصي که با حضور وي فضاي انتخابات را تحت تاثير قرار خواهد داد باعث خواهد شد جناح اصولگرا از ترس تکرار دوم خردادي ديگر، يک پارچه پشت سر احمدي نژاد بايستند که اين امر شانس احمدي نژاد را بيش از پيش افزايش مي دهد. اما با حضور موسوي چنين ائتلافي با وجود تکثرهاي متفاوت در جناح اصولگرا منتفي خواهد بود. سايت «کلمه» که اين روزها نقش رسانه ميرحسين را ايفا مي کند با انتشار اخباري سعي دارد نشان دهد که اقبال به ميرحسين موسوي منحصر به اردوگاه اصلاح طلبان نيست و تمايل به کانديداتوري ايشان در بين بلند پايگان اصولگرا رو به افزايش است. و مي گويند تمام طراحان دولت ائتلافي و دولت وحدت ملي، ميرحسين را فرد شايسته براي تشکيل مدل مورد نظر خود مي دانند در نتيجه آنها تلاش دارند نگذارند ميرحسين با پرچم اصلاح طلبان پا به ميدان رقابت بگذارد و به شکل مستقل حضور يابد.
به هر حال سواي ابهام در انديشه هاي ميرحسين و چالش پارادوکسيکال آن با فضاي فعلي، موسوي با همه شهرت و محبوبيتش به شدت تنهاست و از نظر شخصي همواره سادگي و لطافت هنر را بر پيچيدگي و ضمختي سياست ترجيح داده است او يار، حزب و رسانه شخصي ندارد نه مي تواند به روشنفکران اتکا کند و نه به حوزويان، موسوي اما گذشته روشني دارد.