|
نیست بر لوح دلم جز الف قامت یار ؛ چه کنم حرف دگر یاد نداد استادم
|

خيلي زود پرونده ۸۷ هم تمام شد و رفت لاي ساير پرونده هاي غبار گرفته گذشته،اصلا خود ۸۸ هم برايمان قديمي است وقتي كه به طرفة العيني ميگذرد و ميرود پي كارش.بوي عيد را حس كنيد و از گرماي غيرمنتظره اينروزهاي تهران لذت ببريد و فكر خشكسالي پيش رو نباشيد و فقط در لحظه خوشي كنيد.اين قصه تمامي من است وقتي كه لاله هاي شهر سعي ميكنند و فرياد ميزنند كه كجاييد كه نوروز آمده است و ما بيخيال و سرمست فكر جيره و مواجب امروز و فرداي خود و داريم كوشش ميكنيم كه بگوييم چقدر بهاران را دوست داريم و از وجود هفت سين رنجور لذت ميبريم.كاش فرصتي بود كه صداي پرواز گنجشك هاي شهر را بشنويم كه از كوچ زمستاني برگشته اند ولي كجايند آن گل هاي گرمسيري؟ ما اين را از گذشتگان به ارث برده ايم كه به آيين خود ادب كنيم غافل از اينكه نه فكر ستاره هائيم و نه آن مرغكان خوش الحان.من اينروزها بيشتر از گذشته گذشت ثانيه ها را حس ميكنم و ميبينم كه هنوز هيچكاره اي بيش نيستم،شما چطور ؟
شب جمعه است و ميخواهم حالي هم به آقا علي كردان بدهم.ابتداي كار عرض كنم كه تيتر حاصله ماحصل يك نشريه است و مال خودم نيست ولي خيلي كيفور شديم از اين جمله ! قضيه كردان تمام شد و رفت ولي واقعا تمام نشده و نمي شود،حركت دكتر كردان !!! بسيار تاريخي بود.من خيلي جاها از زبان دانشجويان حقوق ايشان در دانشگاه آزاد خواندم كه براي دانشجويان خيلي هم كلاس ميگذاشته و خاطرات زيادي را از ايام شباب و آكسفورد نقل ميكرده و ميگفته شماها كه درس خوان نيستيد ما در آكسفور فلان كار را ميكرديم ما درس ميخوانديم و ... از اين داستان ها.كردان بسيار انسان بزرگي است باور كنيد كسي كه اينقدر ماهرانه بتواند با فوق ديپلم نقش يك دكتراي آكسفورد را بازي كند شايسته دريافت تمشك آبدار است.من فقط رفتم تو نخ اين قضيه كه بنده خدا چطوري به قيصريه گفت قيطريه ! نميدانم در كدام مجلس هندوانه گذاري زير بقل بود كه ناگهان گفت عده اي از آقايان براي دستمالي قيطريه را به آتش ميكشند،الحق آفرين به هوش دكتر عزيز .در پايان يك تشكر هم از ايشان ميكنم كه موجبات شعف و شادماني ما را فراهم كرد و قول ميدهيم همه با هم ايشان را از آكسفورد تا قيطريه همراهي كنيم و حتي پول تاكسي را هم حساب كنيم، نه دكتر دست نكن تو جيبت مهمون ما باش حالا ... و ما رسيديم،از آكسفورد تا قيطريه !
شبستر كجاست ؟ تبريز
درست گفتم ؟! اي آقا اين استاد را ببينيد كه چه ميكند،چشمان منتفذش چهارتا بچه دانشجو ديده است و گفته بگذار سر پيري بگيريم معركه اي،اما خب بعضي از جريان ها ساده نيستند و اين معركه مثال دستمالي نميشود كه قيصريه را به آتش بكشد ولي آنقدر بدجسارت ميكند كه تعجب كنيم.آخه استاد شبستري تو ديگه چرا؟ چرا بايد عصمت پيامبر را نفي كني ؟ ميشود توضيح بدهي منظورت وارد شدن كدارم اوهام به قرآن كريم است؟ فكر ميكني آنقدر بزرگ هستي كه نظري در مورد علم پيامبران و امامان بدهي؟من در عجبم كه شما چرا بايد اين حرف ها را بزنيد.باور كنيد هستند كساني كه بدون وسط كشيدن پاي صغري و كبري به قضيه خيلي راحت و بي زحمت حرف ميزنند و شما مهره خوبي براي اين جريانات نيستي.برايم خيلي جالب بود كه سعي ميكردي بگويي در قرآن و اسلام نقص وجود دارد يا زماني كه تقلا ميكري امامان را گناهكار معرفي كني،تصور ميكنم هنوز خيلي از مسائل را نميداني.
امروز زماني براي اين جنجال ها نيست ... دنياي امروز دارد به حقيقت اسلام ناب محمدي پي ميبرد و سعادت را در ايمان آوردن ميبيند.اگر فكر ميكني ميتواني مدرنيته را وسيله اي براي تخريب قرار دهي به كاهدان زده اي استاد بزرگ.البته اين وسط مشكل ديگري هم وجود دارد و آن اينست كه خيلي زود به چه كنم چه كنم و ماله كشي افتاده اي كه جاي تاسف است كه شجاعت ايستادن بر حرف هايت را هم نداري ...
خواندم و ديدم كه بدجور مظلوم شده اند اينروزها ! مظلوم شده است رفسنجاني بزرگ و تخريب ميشود به سادگي محسن رضايي و چه راحت زير سوال ميرود قاليباف و معين و بعد هفت تير را نشانه گرفته بر پيشاني سيد بزرگ ! كار ما از اين ها هم گذشته است كه بخواهيم حرفي بزنيم آقا، ما اصلا ديگر نبايد (( رو )) داشته باشيم ... ! حرف امروز من بر سر يك تازه به دوران رسيده است كه اگر نوشته هايش را در آن تارنماي منحوس شخصي اش بخوانيد در مورد اينكه داريد در جمهموري اسلامي زندگي ميكنيد شك خواهيد كرد.ايشان چنان تهمت ها و حرف هاي ناجوري نثار شخصيت هاي مهم ايران كرده اند كه واقعا در سالم بودن روانشان شك خواهيد كرد.اين همسر آقاي الهام بزرگترين افتخار زندگي اش تدريس درس انقلاب اسلامي و نوشتن كتاب جالب !!! و مضحك(( احمدي نژاد معجزه قرن )) است و به سبب همين شرايط گنده شده و انگار ارث پدري اش را خورده اند.ميتوانيد نوشته هاي ايشان را در سايت شخصي اش مطالعه كنيد. والسلام