تبليغاتX
پـــــلاک صــــفــــر
نیست بر لوح دلم جز الف قامت یار ؛ چه کنم حرف دگر یاد نداد استادم
 

سلام به همه دوستان

خوش به حال کساني که آماده ورود به ماه مبارک رمضان هستند. اهل دل و معرفت، از ابتداي ماه رجب دست و آستين بالا زده و خودشان را براي استفاده از برکات ماه مبارک رمضان به خصوص شب هاي قدر آماده مي کنند.

ولي براي کساني که خواب بودند هنوز فرصت است. بيائيد ببينيم چه کار مي شه کرد تا در اين روزهاي پاياني ماه شعبان خودمون را براي رفتن به مهماني خداوند آماده کنيم ؟؟
اولين نکته رو خودم بگم.

براي رفتن به ميهماني ابتدا بايد يه حمام حسابي بريم تا بدنمون بوي عرق نده، گرد و غبار از روي موها دور بشه ((تذکر ايمني : يه شامپويي استفاده کنيد که باعث کچلي هم نشه!! «اگه پيدا کرديد به من هم معرفي کنيد»))

حمام الهي سبک خاص خودش را داره ، شرايط و مراحلي داره، چندتاش رو را عرض کنم :

يک : استغفار کردن ؛ در مفاتيح الجنان آشيخ عباس قمي چندين ذکر براي استغفار در ماه مبارک شعبان ذکر شده . يکي از آن موارد اينه «استغفرالله و اسئله التوبه» هفتاد مرتبه در هر روز (اي بابا کي حال داره!!)

دوم :  اداء حق الناس ؛ که خودش مقدمه اي براي بخشش پروردگار به حساب مي آيد. اگه به کسي ظلم کرديد تا ماه ميهماني خدا شروع نشده بريد حلاليت بطلبيد. به خصوص پدر و مادر و همسر (اين قسمت را مجردها معاف هستند!!).

منتظر نظرات شما هم هستم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم مرداد 1388ساعت 11:13 بعد از ظهر  توسط احــمــدرضــا  | 

 

در این مدت تبادل نظرهایی داشته‌ام با دوستانی که به احمدی‌نژاد رای داده‌اند. قبلا یکی دو بار گفتم که این‌که کسی به خاطر منافعش (مثلن افزایش حقوق) به او رای بدهد برای من قابل فهم است ولی این‌که کسی از طبقه متوسط و بالا با دلایل ارزشی این کار را بکند تا حدی زیادی قابل فهم نیست. روشن می‌کنم که منظورم از دلایل ارزشی و کسانی که بر اساس آن رای داده‌اند چیزی فراتر و پیچیده تر از مثلن علاقه‌ داشتن به تنگ‌تر کردن حلقه فشار حکومت بر پوشش و زندگی شخصی مردم است. ترجیحاتی از این دست را می‌فهمم و (متاسفانه) درک می‌کنم که کسی نگران این باشد که جوانان یک ذره بیش‌تر نفس بکشند و به خاطر جلوگیری از رخ دادن آن احمدی‌نژاد را ترجیح بدهد. فرض می‌کنم که کسانی که مخاطب گفت و گوی ما هستند در ذهنشان ارزش‌هایی پیچیده‌تر و جدی‌تر از این ظواهر را مدنظر داشته باشند و این ترجیحی است که من بر اساس داده‌ها و تفسیرهای خودم نمی‌توانم صادق بودن یا سازگار بودن آن‌را درک کنم. امیدوارم بحث‌های ذیل این نوع مطالب به روشن‌تر شدن مساله کمک کند.

روشن می‌کنم که اگر شخص احمدی‌نژاد را کنار بگذاریم کاملا می‌توانم باور یک نفر به ارزش‌های محافظه‌کارانه یا راست‌روانه (امیدوارم در لفظ مناقشه نباشد) را درک کرده و تا حدی زیادی به احترام بگذارم. این‌که نمی‌توانم صد در صد به آن احترام بگذارم این است که بخشی از باورهای محافظه‌کارانه به مداخله در رفتار دیگران مربوط می‌شود که از نظر من از اساس مردود است ولی فعلا این موضوع صحبت ما نیست. من می‌توانم درک کنم که کسی به دلیل ترجیحات و باورهای محافظه‌کارانه‌اش به مثلا محسن رضایی یا لاریجانی یا قالیباف یا ناطق نوری یا توکلی یا ولایتی رای بدهد. ممکن است چنین انتخابی انتخاب من نباشد ولی مشکل بنیادی و صد در صدی با آن پیدا نمی‌کنم و چه بسا بتوانم در حد خودم با چنین دولتی هم هم‌کاری منتقدانه کنم. متاسفانه شخص احمدی‌نژاد برای من در این چارچوب رفتاری قرار نمی‌گیرد.

چرا به باور من کسی نمی‌تواند ادعا کند که به خاطر آرمان‌ها و ارزش‌هایش احمدی‌نژاد را به موسوی ترجیح داده است (ترجیح به کروبی و رضایی را به دلایل متفاوت می‌فهمم)؟

1) احمدی‌نژاد دچار مشکلات شخصیتی عدیده‌ای است که از یک انسان صادق و در مسیر فعالیت‌های آرمان‌گرایانه سر نمی‌زد. ببینید در این چهار سال چند بار داستان‌هایی از معروفیت (عمدتا توهم‌آلود) خودش در جهان تعریف کرده است و چه‌قدر منم منم (البته گاهی با لفظ ما) کرده است. در زندگی روزمره اگر حتی یک فرد عادی این‌قدر منیت داشته باشد و این قدر ناپخته در هر مجلسی خاطرات راست و دروغ از خودش تعریف کند عملا از چشم جمع می‌افتد چه برسد به آدمی در این رده.

2) کسی که صادقانه به خاطر آرمان‌ها تلاش می‌کند این قدر ذهنش را معطوف پرونده‌سازی و حذف دیگران نمی‌کند. این تلاش پایان‌ناپذیر او برای انگ زدن و حذف مخالفانش و حتی منتقدان بسیار ملایم نشانه‌ای جز قدرت‌طلبی محض نیست. دقت کنید که این فرآیند حذف حتی محدود به رقبای جناح مقابل نبوده و کسانی مثل سعید ابوطالب و عماد افروغ و خوش‌چهره و سبحانی را که با معیارهای دوستان اصول‌گرای ما افراد درست‌کار و مقبولی به شمار می‌‌آیند (و با معیارهای من هم گاهن افراد صادق و آزاده‌ای هستند) را هم در بر می‌گیرد.

3) آدم معتقد به آرمان‌ها دایره پست و مقام‌های آب و نان‌دارش را محدود نمی‌کند به چند نفر دوست محفلی که معلوم نیست اگر احمدی‌نژاد رییس جمهور نمی‌شد در به‌ترین حالت حتی مدیرکل یک اداره استانی هم بشوند. نمی‌فهمم چه طور آدم می‌تواند به دلایل ارزشی به احمدی‌نژاد رای بدهد و دم خروس مهرداد بذرپاش و امثال او را نبیند. این واقعیت که هر رییس جمهوری بلاخره تیم خودش را سر کار می‌آورد یک بحث است و این‌که یک نفر رای مردم کوچه و خیابان را با شعار مبارزه با رانت‌خواری در قدرت و باندبازی جمع کند و دست آخر به جای باند مدیران با تجربه و دنیا دیده؛ باندی از آدم‌های درجه سه را به پست‌های حکومتی برساند یک بحث دیگر است.

4) احمدی‌نژاد چه در شهرداری و چه در ریاست جمهوری بخش مهمی از فعالیت‌ها و منابعش را صرفا معطوف به اقدامات رای‌آور کرده است. این کارها کجا و باور به دینی که در نظر پیش‌وایانش ارزش مقام دنیوی از عطسه بز کم‌‌تر است کجا؟

5) ...

دقت کنید که این‌ها صرفا نقاط منفی شخصیت احمدی‌نژاد از زاویه معیارهای اخلاقی است و فعلا بحثی در مورد کیفیت تفکرات او در باب سیاست‌های اداره کشور، ناپختگی رفتاری در تصمیمات مدیریتی و صحبت‌های ساده‌لوحانه‌‌اش (مثالش ماجرای تولید انرژی هسته‌ای در وان حمام) نمی‌کنیم.

و یک سوال آخر. فرض کنیم به باور شما صرف حفظ حکومت از همه اصول پایه‌ای اخلاقی مثل راست‌گویی و حقوق انسان‌ها مهم‌تر باشد. آیا نباید دنبال کسی باشید که چنین نظام حکومتی را تقویت کند تا این‌که به کسی رای دهید که با رفتارهایش همه ما را به این نقطه بحرانی رسانده است؟ آیا خود این که اداره امور را به دست چنین کسی بسپارید ضد ارزش نیست؟

از این به بعد در مورد احمدی نژاد ؛ انتخابات و کلا سیاست برای مدت ها چیزی نخواهم نوشت.

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم مرداد 1388ساعت 2:29 بعد از ظهر  توسط احــمــدرضــا  | 

 

آقای دکتر محمود احمدی نژاد رئیس جمهور محبوب و منتخب ملت در همین حوالی چند روز گذشته و امروز همینطوری مثل چی تنفیذات و تحلیفات انجام دادند و خلاصه کلام در بیت مقام معظم رهبری و خانه ملت (!!) دل دادند و قلوه گرفتند.به یاری خداوند میریم که داشته باشم ۴ ساله .... رو .

بچه ها یه سوال : محمودخان چرا برخلاف ۴ سال پیش دست معظم له رو بوسه عاشقانه و عارفانه نزد ؟

الف : محمود گنده شده

ب : معظم له گفته باید پا رو بوسه بزنی محمود قبول نکرده

ج : معظم له گفته جلو بچه ها زشته ، نکن

د : محمود خیلی گنده شده

یه نکته نگفته : نقطه چین های ( ....) ۴ ساله پیش رو هرطوری که مایلید پر کنید.

 

عجب ... نتیجه های کنکور هم که اومد ؛ اگه کسی حرفی نزنه منم نمیخوام حرفی بزنم.ولی در این حد بگم با دیدن رتبه خودم نه خوشحال شدم نه ناراحت ! اصلا انگار نه انگار کنکوری بوده . الانم مشغول دیدن رشته هایی هستم که سازمان سنجش پیشنهاد داده ... دارم نگاه میکنم ببینم معماری حالش بیشتره یا نرم افزار ؟ حسابداری یا اقتصاد ؟

یه رشته ایی مایه خنده منو فراهم کرده ، من موندم چرا این مسئولین بچه های مردم رو اینقدر ... فرض کردن ؛ آخه شما به اسم رشته نگاه کنید :

کاردانی فنی عمران - گرایش کارهای عمومی ساختمان پیام نور پیله بند ( کجاست ؟؟؟؟؟؟!!!)

 

مشهد بدک نبود ؛ خیلی خوب بود و یعنی عالی بود و یعنی فوق تصور بود ! رفتنه از شانس ... ما کولر قطار خراب بود و بساط سونا برپا، هوای مشهد خنک و بسی جالب انگیز ناک و البته شلوغ و پر از ترافیک.زیارت امام هشتم کیف بزرگی داره که نگو و نپرس ... مخصوصا نماز جماعت خوندن پشت سر مرجع تقلیدت آیت الله مکارم شیرازی که واقعا استاد فقه و اخلاق هستن.

 من فقط امیدوارم یه فکری به حال شهر مشهد بشه ... حالا اینکه چه فکری رو نمیدونم ولی انصافا کلا یه فکری کنید.

 

من به چشمان پر از وسوسه عشق حسادت دارم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم مرداد 1388ساعت 7:39 بعد از ظهر  توسط احــمــدرضــا  | 

 

هیچ وقت

هیچ وقت نقاش خوبی نخواهم شد

امشب دلی کشیدم

شبیه نیمه سیبی

که به خاطر لرزش دستانم

در زیر آواری از رنگ ها

ناپدید ماند

 

وقتی چشم باز میکنیم اطراف را نمی بینیم ؛ سعی نکنیم اطراف را ببینیم لااقل کمی تلاش کنیم برای شناختن خودمان و آنچه در درونمان جریان دارد . امروز که اینجا ایستاده ام از هیچ اتفاقی که در گذشته افتاده راضی نیستم و حتی نمیتوانم به دیده ی اغماض بعضی ها را خوب پندار کنم و مثلا بگویم چه خاطره خوبی بود.مدت هاست مثل گذشته از شنیدن صدای بعضی ها خوشحال نمیشوم و حتی وقتی روزنامه ها را ورق میزنم احساس بدی پیدا میکنم که بیا و ببین.روزهای زیادی است که وقتی کسی تماس میگیرد ناراحت میشوم بدون اینکه دلیلش را بدانم و حتی آرزو میکنم فلانی هیچ وقت مرا بیاد نیاورد و حس احوالپرسی پیدا نکند.امروز دیدم بغل دستی امسالم برای بار چندم تماس گرفته و من بدون اینکه دلیلش را بدانم دوست ندارم با او صحبت کنم و همه این ها در حالی اتفاق می افتد که کلی قرار برای بعد از کنکور داشتیم.

حس بدی درونم به وجود آمده ؛ باور کنید حاضر بودم در صف کسانی قرار بگیرم که بهشان میگویند به ته خط رسیده ‍و ایضا بازهم بدون دانستن دلیل . دارم به این فکر میکنم که چرا باید طوری باشد که از دیدن خیلی ها فراری باشم و حتی به دوستانی که چهار سال عمرمان را باهم گذراندیم پشت کنم و بگویم آن ها رفتند و من هم میروم به دنبال سرنوشت.میدانید چیست ؟ خیلی دوست داشتم مثلا برگردم به گذشته و از سن حول و حوش ۱۴ سالگی دوباره شروع کنم به زندگی کردن و آن وقت مطمئن باشید خیلی از کارها را نمیکردم و خیلی از کارها را میکردم و سعی میکردم طوری باشد که حالا نگویم چه بود و چه شد .

من از زندگی امروز راضی هستم(!!) ؛ من فقط میگویم که میتوانست خیلی بهتر از این باشد که الان هست و جریان دارد .

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم مرداد 1388ساعت 4:51 بعد از ظهر  توسط احــمــدرضــا  | 

 

پیشاپیش نیمه شعبان و ولادت با سعادت پیشوای منتظران حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف رو به شما عزیزان تبریک عرض میکنم.

به همین مناسبت مجموعه صوتی بسیار زیبا و نایاب از سروده هایی درباره امام مهدی عج رو برای دانلود آماده کردم.

صفحه دانلود مجموعه صوتی درباره امام مهدی عج

سروده بسیار زیبای مهدی فاطمه

سروده زیبای گل نرگس به مناسبت میلاد حضرت قائم عج

سروده زیبای مهدی بیا

سروده زیبای الا یا ایها المهدی

سروده زیبای ای نوبهار فاطمه

سروده بسیار زیبای انتظار

سروده های فوق العاده زیبا : نشان یار ، بیا مولا ، خال هاشمی ، خدایا خدایا ، مولا امام المنتظر(فارسی-عربی)

سروده منم سرگشته حیرانت، آهنگی فوق العاده زیبا در مدح امام زمان عج

سروده ترکی بسیار زیبا در مدح امام زمان عج(از تلویزیون همیشه پخش میشه)، تصویری، زنده از یوتیوب

کلیپی بسیار زیبا به نام بیا بیا یا ابن الزهرا کاری از بچه های قلم

واقعا ارزش دانلود رو داره، با تشکر از موسسه رسائل

پسورد فایل ها : etudfrance.ir

با تشکر از سایت امین در شمال فرانسه

 

+ نوشته شده در  شنبه سوم مرداد 1388ساعت 8:54 بعد از ظهر  توسط احــمــدرضــا  |