تبليغاتX
پـــــلاک صــــفــــر
نیست بر لوح دلم جز الف قامت یار ؛ چه کنم حرف دگر یاد نداد استادم
 

دو جای پای نرفته ؛ دو سایه ؛ یک دیوار

مرا به دغدغه های شبانه ام بسپار

به تارهای ظریفی که عشق می بافد

به زخم های عمیقی که خورده ام بسیار

به ناتمامی این روزهای بارانی

به این گلایه که هر روز می شود تکرار

رسیده ام به مرز ستاره ها امشب

رسیده ایم ؛ ولی هر روز می شود هر بار

و من برای خودم از تو شعر می خوانم

و من به جای خودم از تو می شوم سرشار

به سایه روشن این عاشقانه ها بنگر

چگونه می شکند ذره ذره در انکار !

صدای ترد شکست هنوز می شنوم

صدای خاطره هامان ...صدای تو انگار

دگر چگونه بگویم که دوستت دارم

مرا به هرچه شبیه نگاه خود بسپار

 

پائیز ۱۳۸۸-تهران

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم مهر 1388ساعت 10:10 بعد از ظهر  توسط احــمــدرضــا  | 

 

بر بازي اين زمانه بايد خنديد

بر هر گل بهشت بايد خنديد

يك قطره اشك روي دفتر افتاد

آهسته قلم نوشت بايد خنديد

...

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم مهر 1388ساعت 6:14 قبل از ظهر  توسط احــمــدرضــا  | 

 

 

با توضيح قبلي : اصولا آدم ها دو دسته اند : آدم هایی که شادند و سرحال و آدم هایی که غمگینند و بی حال
که من فک می کنم تو دپی ؟ بی حال به نظر میای!!!؟

۱- حدس شما درسته خانم سارا .... متاسفانه !

۲- حوصله هيچ چيز و هي كس رو ندارم .... نميخوام توضيح بدم دلايل رو چون فكر ميكنم هيچ كس حوصله شنيدن حرف آدم رو نداره . من هموني ام كه بودم ...

۳- تابستون فوق العاده اي داشتم و كلا كيفشو بردم اما الان نه از ورزش كردن و نه از درس خوندن و نه از پايه هاي ثابت هميشگي زندگي شخصي لذتي نميبرم. محمد اين دوست هميشگي خوب ميدونه كه شروع كننده اون ماجراي كذايي من نبودم و واقعا از دست خدا شاكي ام كه چرا ما رو اسير اين داستان ها كرده ....

۴-حال من بهترم بوده بدترم بوده ...

۵- حتي گرفتن گواهينامه رانندگي هم وقتي نتونه كسي رو ذره اي خوشحال كنه پس حتما مخ آدم تاب برداشته ديگه.

۶- سريال دلنوازان نه به حال روحي من بلكه به حال روحي همه ما نزديكه ... دست شما درد نكنه اتابك و جهان و يلدا و رفقا .

۷- زندگي يكنواخت چيز خوبي نيست اما مقصر اين بي حوصلگي ها و جديدا دپرس شدن ها به جان هر كسي كه دوست داريد تقصير من نيست ؛ نقطه سر خط .

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم مهر 1388ساعت 4:18 بعد از ظهر  توسط احــمــدرضــا  | 

 

۱-آدم هايي كه هي به دانشگاه ميروند و آدم هايي كه به دانشگاه نميروند.

۲-كساني كه سربازي ميرن و كساني كه معاف ميشوند و سربازي نميروند.

۳-كساني كه ازدواج ميكنند و كساني كه مجرد مي مانند.

۴- افرادي كه سس سفيد ميزنند و كساني كه سس سفيد نميزنند ( احتملا كچاپ ميزنند)

۵-افرادي كه از بادمجون خوششون مياد و كساني كه از بادمجووون متنفرند.

۶-آدم هايي كه از رياضي متنفرند و كساني كه خيلي رياضي دووس دارن.

۷-افرادي كه جنبه دارند و افرادي كه خيلي بي جنبه اند.

۸-افرادي كه از داريوش خوششون مياد و افرادي كه از داريوش متنفرند(اگه كسي باشه)

۹-افرادي كه هي بدشانسي ميارن و كساني كه هي شانس ميارن.

۱۰-آدم هايي كه از پياز خوششون مياد و آدم هايي كه از پياز متنفرند.

۱۱-آدم هايي كه اسكل اند و آدم هايي كه اوسكول هستند.

۱۲-آدم هايي كه nokia n95 دارند و آدم هايي كه متفرقه دارند !

۱۳-آدم هايي كه چيز دارند و آدم هايي كه چيز ندارند.

.... آدم هايي كه پست سركاري ميذارند و آدم هايي كه پست سركاري نميذارند ....

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم مهر 1388ساعت 11:46 بعد از ظهر  توسط احــمــدرضــا  | 

 

چه كسي مايل به نوشتن پست بعدي پلاك صفر هستش ؟

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم مهر 1388ساعت 0:36 قبل از ظهر  توسط احــمــدرضــا  | 

 

 درست در بحبوحه به زبان ساده بگوييم راي جمع كردن كانديداهاي انتخابات خرداد آمديد و گفتيد شهرام جزايري دزده، آقاي كروبي ۵۰۰ ميليون سال ۸۲ از ايشون گرفته و ... . اولا اين مسائل به هيچ وجه افشاگري نبوده و نيست، دوما شما مثل اين بچه پرروها در بوق و كرنا كرديد كه بعد از انتخابات باندهاي قدرت و ثروت را به مردم معرفي ميكنيد ! الان ۴ ماه ميگذره و شما چسب گنده تري نسبت به ۴ سال پيش به دهان مبارك زده ايد. فقط خواستيد راي جمع كنيد و خوشبختانه چون مردم ايران روحيه دزدگيري دارن موفق شديد.

حالا اين يكي از دلايل تنفر من و دوستانم از شماست ....

خدایا به ما

اندیشه شریعتی

شهامت مصدق

مرام طالقانی

صبوری خاتمی

عمر جنتی

ثروت رفسنجانی

ادب موسوي

و اعتماد به نفس احمدی نژاد

عطا كن

آمین

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم مهر 1388ساعت 3:1 بعد از ظهر  توسط احــمــدرضــا  | 

 

 امروز دارم ميرم قلهك ... اولين جلسه دانشگاه رفتن. اين هفته بنابر دلايلي همين امروز رو ميرم ولي از هفته بعد به طور منظم و متداوم .

كلاس اول با عبدالرضا طهماسبي : اصول حسابداري ۱ بعدشم با داريوش درس فارسي .

نكته جالب اينكه من نميدونم اصلا اين ۲ تا درس چيه ؟؟! باز خوب بود ميرفتم ابتدايي و راهنمايي يا مثلا دبيرستان قبلن كتابايي ديده بوديم مثلا ميدونستم ديفرانسيل چه خريه  الان هاج و واجيم.

اين يونيورسيتي منو ياد مدارس دخترونه ميندازه ... دختربچه و دختر خاله قد و نيم قد تو دانشكده موجوده... شنبه كه رفته بودم براي گرفتن گواهي اشتغال به تحصيل يه پسره از كلاس اومده بود بيرون ميگفت ۴ تا پسريم و ۲۶ تا دختر  . بنده خدا بدجوري كپ كرده بود ميگفت برم حذفش كنم !!؟

و نكته جالب تر اينكه ظاهرا ما بايد بين قلك و شريعتي در حال بالا و پايين شدن باشيم ... كاش اين مسئولين ما شعورشون قد ميداد كه بگن بابا شما سرپناهي نداريد بايد هي بين يخچال و حسينيه ارشاد و ميرداماد بريد و بيايد .... بگذريم.

فعلا ...

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم مهر 1388ساعت 12:5 بعد از ظهر  توسط احــمــدرضــا  | 

 

خوبه باز الان داريوش و ستار و ابي و معين هستن،حتي وقتي موهاي سپيدي جمع كرده باشن يا مثلا رنگ زده باشن.دارم به اين فكر ميكنم كه بعضي از صداها به يك لپ كلام تمام يك خاطره عاشقانه از زندگي پر از اضداد و چاله هاي ما ايراني ها كه خوشي و ناخوشي هم باهاش معجون عجيبي ساخته شده و انگار اين تار و پود قصد جاخالي كردن هم نداره.نميخوام بگم مثلا چه كسي بهتر ميخونه يا مثلا حميرا خاطرات شمالش رو براي من و تو گذاشته يا عرفان شكيلا پرداخته ذهن هاي بي هويته ... نه ! حتي ترانه هاي هايده و مهستي و آصف اون اصالت ناب ايراني رو به همراه داره و اين پسر دوست داشتني شادمهر براي خودش شناسنامه نسل تازه به چشم ديده يك پديده عصيان زده شده.

حيف صدايي كه الان داره مياد ؛ صداي كسايي هست كه هيچ چيزي براي عرضه ندارن،دنياي بي رحم مد و تجمل حتي به نسلي كه چشم و گوشش بسته است هم رحم نميكند و با نام هاي عجيب و غريب خالي از فرهنگ مثلا اداي يك آدم خوب را در مي آورند. سپيده، ساسي،تهي،مهسا،آرزو،هيچكس،تتلو و .... ده ها نامي كه ميدانم دوامشان متجاوز از 5 سال نيست شده اند تمام آرمان من و تو !

اگر روزي سلطان هاي ما فراموش شوند و اين بي سر و ته ها مانند چه ؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم مهر 1388ساعت 10:28 بعد از ظهر  توسط احــمــدرضــا  |