|
نیست بر لوح دلم جز الف قامت یار ؛ چه کنم حرف دگر یاد نداد استادم
|

گيرم كه در باورتان به خاك نشسته ام
و ساقه هاي جوانم از ضربه هاي تبرهايتان زخم دار است
با ريشه چه ميكنيد؟
گيرم كه بر سر اين بام بنشسته در كمين پرنده اي
پرواز را علامت ممنوع ميزند
با جوجه هاي نشسته در آشيانه چه ميكنيد ؟
گيرم كه ميزنيد،گيرم كه ميبريد ، گيرم كه ميكشيد
با رويش نا گزير جوانه چه ميكنيد ؟
(دکلمه : داریوش اقبالی)



بوی پاییز می آید ...
روبرویم برگی ست
در تقلای جدا افتادن
و درخت مادر در تقلای نگه داشتن ...
بوی پاییز می آید ...
بوی نم باران...
ترس از غرش رعدی
که با آن شیروانی و زمین همصدا می خوانند...
بوی پاییز می آید ...
روبرویم برگی ست
که هنوز
در تقلای جدا افتادن
می زند خود را به پیکر باد
و درخت مادر هنوز در تقلای نگه داشتن است
بعد از به اتمام رسیدن فصل بی نظیر تابستان با آن میوه های بهشتی اعجاب انگیز پاییز منحوس از راه رسیده است و چاره ای نیست جز سوختن و ساختن . چه بخواهیم و چه نخواهیم باید قبول کرد از عیش و نوش و عشرت های ما با آب طالبی خبری نیست اما جدیدا کشف تازه ای کردم ؛ باقالی داغ همراه با لبوی خون چکون داغتر ! حالا شما کمی شاید پاستوریزه باشید و بگید از دست فروش چیزی نمیخورید اما با کمی ممارست و شکم پرستی با زدن تست های مختلف میتونید به بهترین لبو فروش محله خودتون دسترسی پیدا کنید.
حتما بالای تهران رفتید نرسیده به تجریش به بساط مش حسن سری بزنید و در حالی که دارید از سرما میتریکید لبو و باقالی داغ وارد خندق بلا کنید و ما را هم دعا. ضمنا مواظب باشید قاطی باقالی ها هم نشید ![]()
از طریق یکی از دوستان دوران دبیرستان برای کار پاره وقت به یک آژانس هواپیمایی معرفی شدم و برای سرگرمی هم که شده تماسی باهاشون گرفتم، یه چند تا سوال معمولی و روتین پرسید و یه کمی هم عیار بنده رو سنجید . ظاهرا وقتی قهمید ۱۹ سال بیش ندارم از طرفی خوشحال بود که میتونه از من که متاهل(!!) هم نیستم کار بکشه و از طرفی بابت بی تجربگی شدید بنده در حال دیوانه شدن بود.
اومدم بگم وضعیت دستمزد ها واقعا اسف باره ... طرف برگشته میگه شنبه تا سه شنبه ۸ صبح تا ۳ عصر فقط ۲۳۰ هزار تومن !!! آخه این که پول پفک منم نمیشه آدم عاقل ... خلاصه که وضعیت به شدت اسفناکه ... اگه کسی کاری با حقوق ۵۰۰ هزار تومن به بالا داشت منو خبر کنه ؟!
بهنام من فکر میکنم تور فقط به درد تو و اون خواهرت میخوره که عشق بالا و پایین شدن بین سن پترزبورگ و مسکو و وارنا دیوونتون کرده ؛ من نیستم .
دو جای پای نرفته ؛ دو سایه ؛ یک دیوار
مرا به دغدغه های شبانه ام بسپار
به تارهای ظریفی که عشق می بافد
به زخم های عمیقی که خورده ام بسیار
به ناتمامی این روزهای بارانی
به این گلایه که هر روز می شود تکرار
رسیده ام به مرز ستاره ها امشب
رسیده ایم ؛ ولی هر روز می شود هر بار
و من برای خودم از تو شعر می خوانم
و من به جای خودم از تو می شوم سرشار
به سایه روشن این عاشقانه ها بنگر
چگونه می شکند ذره ذره در انکار !
صدای ترد شکست هنوز می شنوم
صدای خاطره هامان ...صدای تو انگار
دگر چگونه بگویم که دوستت دارم
مرا به هرچه شبیه نگاه خود بسپار
پائیز ۱۳۸۸-تهران
بر بازي اين زمانه بايد خنديد
بر هر گل بهشت بايد خنديد
يك قطره اشك روي دفتر افتاد
آهسته قلم نوشت بايد خنديد
...

با توضيح قبلي : اصولا آدم ها دو دسته اند : آدم هایی که شادند و سرحال و آدم هایی که غمگینند و بی حال
که من فک می کنم تو دپی ؟ بی حال به نظر میای!!!؟
۱- حدس شما درسته خانم سارا .... متاسفانه !
۲- حوصله هيچ چيز و هي كس رو ندارم .... نميخوام توضيح بدم دلايل رو چون فكر ميكنم هيچ كس حوصله شنيدن حرف آدم رو نداره . من هموني ام كه بودم ...
۳- تابستون فوق العاده اي داشتم و كلا كيفشو بردم اما الان نه از ورزش كردن و نه از درس خوندن و نه از پايه هاي ثابت هميشگي زندگي شخصي لذتي نميبرم. محمد اين دوست هميشگي خوب ميدونه كه شروع كننده اون ماجراي كذايي من نبودم و واقعا از دست خدا شاكي ام كه چرا ما رو اسير اين داستان ها كرده ....
۴-حال من بهترم بوده بدترم بوده ...
۵- حتي گرفتن گواهينامه رانندگي هم وقتي نتونه كسي رو ذره اي خوشحال كنه پس حتما مخ آدم تاب برداشته ديگه.
۶- سريال دلنوازان نه به حال روحي من بلكه به حال روحي همه ما نزديكه ... دست شما درد نكنه اتابك و جهان و يلدا و رفقا .
۷- زندگي يكنواخت چيز خوبي نيست اما مقصر اين بي حوصلگي ها و جديدا دپرس شدن ها به جان هر كسي كه دوست داريد تقصير من نيست ؛ نقطه سر خط .
۱-آدم هايي كه هي به دانشگاه ميروند و آدم هايي كه به دانشگاه نميروند.
۲-كساني كه سربازي ميرن و كساني كه معاف ميشوند و سربازي نميروند.
۳-كساني كه ازدواج ميكنند و كساني كه مجرد مي مانند.
۴- افرادي كه سس سفيد ميزنند و كساني كه سس سفيد نميزنند ( احتملا كچاپ ميزنند)
۵-افرادي كه از بادمجون خوششون مياد و كساني كه از بادمجووون متنفرند.
۶-آدم هايي كه از رياضي متنفرند و كساني كه خيلي رياضي دووس دارن.
۷-افرادي كه جنبه دارند و افرادي كه خيلي بي جنبه اند.
۸-افرادي كه از داريوش خوششون مياد و افرادي كه از داريوش متنفرند(اگه كسي باشه)
۹-افرادي كه هي بدشانسي ميارن و كساني كه هي شانس ميارن.
۱۰-آدم هايي كه از پياز خوششون مياد و آدم هايي كه از پياز متنفرند.
۱۱-آدم هايي كه اسكل اند و آدم هايي كه اوسكول هستند.
۱۲-آدم هايي كه nokia n95 دارند و آدم هايي كه متفرقه دارند !
۱۳-آدم هايي كه چيز دارند و آدم هايي كه چيز ندارند.
.... آدم هايي كه پست سركاري ميذارند و آدم هايي كه پست سركاري نميذارند ....
چه كسي مايل به نوشتن پست بعدي پلاك صفر هستش ؟
درست در بحبوحه به زبان ساده بگوييم راي جمع كردن كانديداهاي انتخابات خرداد آمديد و گفتيد شهرام جزايري دزده، آقاي كروبي ۵۰۰ ميليون سال ۸۲ از ايشون گرفته و ... . اولا اين مسائل به هيچ وجه افشاگري نبوده و نيست، دوما شما مثل اين بچه پرروها در بوق و كرنا كرديد كه بعد از انتخابات باندهاي قدرت و ثروت را به مردم معرفي ميكنيد ! الان ۴ ماه ميگذره و شما چسب گنده تري نسبت به ۴ سال پيش به دهان مبارك زده ايد. فقط خواستيد راي جمع كنيد و خوشبختانه چون مردم ايران روحيه دزدگيري دارن موفق شديد.
حالا اين يكي از دلايل تنفر من و دوستانم از شماست ....
خدایا به ما
اندیشه شریعتی
شهامت مصدق
مرام طالقانی
صبوری خاتمی
عمر جنتی
ثروت رفسنجانی
ادب موسوي
و اعتماد به نفس احمدی نژاد
عطا كن
آمین
امروز دارم ميرم قلهك ... اولين جلسه دانشگاه رفتن. اين هفته بنابر دلايلي همين امروز رو ميرم ولي از هفته بعد به طور منظم و متداوم
.
كلاس اول با عبدالرضا طهماسبي : اصول حسابداري ۱ بعدشم با داريوش درس فارسي .
نكته جالب اينكه من نميدونم اصلا اين ۲ تا درس چيه ؟؟! باز خوب بود ميرفتم ابتدايي و راهنمايي يا مثلا دبيرستان قبلن كتابايي ديده بوديم مثلا ميدونستم ديفرانسيل چه خريه
الان هاج و واجيم.
اين يونيورسيتي منو ياد مدارس دخترونه ميندازه ... دختربچه و دختر خاله قد و نيم قد تو دانشكده موجوده... شنبه كه رفته بودم براي گرفتن گواهي اشتغال به تحصيل يه پسره از كلاس اومده بود بيرون ميگفت ۴ تا پسريم و ۲۶ تا دختر ![]()
. بنده خدا بدجوري كپ كرده بود ميگفت برم حذفش كنم !!؟
و نكته جالب تر اينكه ظاهرا ما بايد بين قلك و شريعتي در حال بالا و پايين شدن باشيم ... كاش اين مسئولين ما شعورشون قد ميداد كه بگن بابا شما سرپناهي نداريد بايد هي بين يخچال و حسينيه ارشاد و ميرداماد بريد و بيايد .... بگذريم.
فعلا ...
خوبه باز الان داريوش و ستار و ابي و معين هستن،حتي وقتي موهاي سپيدي جمع كرده باشن يا مثلا رنگ زده باشن.دارم به اين فكر ميكنم كه بعضي از صداها به يك لپ كلام تمام يك خاطره عاشقانه از زندگي پر از اضداد و چاله هاي ما ايراني ها كه خوشي و ناخوشي هم باهاش معجون عجيبي ساخته شده و انگار اين تار و پود قصد جاخالي كردن هم نداره.نميخوام بگم مثلا چه كسي بهتر ميخونه يا مثلا حميرا خاطرات شمالش رو براي من و تو گذاشته يا عرفان شكيلا پرداخته ذهن هاي بي هويته ... نه ! حتي ترانه هاي هايده و مهستي و آصف اون اصالت ناب ايراني رو به همراه داره و اين پسر دوست داشتني شادمهر براي خودش شناسنامه نسل تازه به چشم ديده يك پديده عصيان زده شده.
حيف صدايي كه الان داره مياد ؛ صداي كسايي هست كه هيچ چيزي براي عرضه ندارن،دنياي بي رحم مد و تجمل حتي به نسلي كه چشم و گوشش بسته است هم رحم نميكند و با نام هاي عجيب و غريب خالي از فرهنگ مثلا اداي يك آدم خوب را در مي آورند. سپيده، ساسي،تهي،مهسا،آرزو،هيچكس،تتلو و .... ده ها نامي كه ميدانم دوامشان متجاوز از 5 سال نيست شده اند تمام آرمان من و تو !
اگر روزي سلطان هاي ما فراموش شوند و اين بي سر و ته ها مانند چه ؟