|
نیست بر لوح دلم جز الف قامت یار ؛ چه کنم حرف دگر یاد نداد استادم
|
اول اينكه امين لنگي عزيز كامنت سرشار از لطف و بد و بيراهت را دريافت نمودم،بسيار از اظهار لطف عالي مسرور و شگفت زده ام ... اميدوارم كامنت عالي همچنان متعالي باشد و اينكه براي بار هزارم از حضار گرامي و خانم ها و آقايان درخواست ميشود از خصوصي گذاشتن دوري كرده و بدانند كه بنده جنبه شنيدن تمام حرف ها را دارم من جمله اين نظر حاج يونس فتوحي ! امين جان همچنان براي آقا ماشاالله(باباتو ميگم) آرزوي سلامتي دارم و با منتشر كردن مشخصاتت و همچنين كامنت عالي همه دست هاي زير پرده را رسوا ميكنم.
نام و نام خانوادگي : امين هفت لنگ بختياري (ضايع ترين نام فاميلي كه در جهان هستي شنيده ايد)
نام پدر: ماشاالله
نسبت : همكلاسي سال دوم و سوم دبيرستان
كامنت گذاشته شده خصوصي : آخه لر من هر وقت اومدم تو این وبلاگ که تو نوشته بودی میخواستم وبلاگو ببندم د اگه میخوای ببندی ببند دیگه لر سگ راستی الکی نگو با سه کنکور نمیخونم از ژستات معلومه داری کتابو میجویی راستی شاعریت به کجا رسید به تمام برو بچ بحراالعلوم مخصوصا بهنام سلام برسون دیگه کاری ندارم برو گمشو...
دوم اينكه بعد از گذشت روزهاي متمادي دوباره حس نوشتن در اين وبلاگ گرد و خاك گرفته به سراغ من آمد و علت آن نيز چيزي نبود جز حاج يونس فتوحي كه متاسفانه خجالت ميكشم بگويم كيست ! هر چه هست براي حاج يونس فتوحي آرزوي موفقيت كرده و از خداوند خواستار آنم كه هر چه زودتر روح و روانش سالم شود.
سوم اينكه هر كسي توانست بگويد حاج يونس فتوحي كيست يك عدد آبنبات چوبي هديه ميگيرد.
ما رفتيم تا آخر خرداد ....